X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

برف

از دور دیدم که می نگرم سپید ـ سپید، تمیز ـ تمیز

نزدیک که می شوم کرمی افتاده روی برف

به یاد می آورم که بعضی وقت ها حس ما هم این گونه است:

چه قدر فریب سپیدی ها را می خورد.

دلسوزی هایی می بینیم، به سان پوششی که آسترش از خار و رویه اش از ابریشم.

در وعده ها دیدیم، مانند شاپرک

ما را به کودک فریب خورده بدل می کند

از دور که می نگرم، سپید ـ سپید، زیبای زیبا

نزدیک که می شوم، برف کپک زده است.

دلم نباید برنجد از چشمم

قلبم نیز چشمم را بسیار فریب داده است.

آراز



پ-ن:پستی از وبلاگ قبلی


+نوشته شده در دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389ساعت01:48 ب.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (16)