X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

رویا

در چوبی توی یک دیوار کاهگلی

پله ای پایین در

من روی پله نشسته بودم

تو دستم یه ظرف پر از آب

منتظر بودم 

.. 

..  

بیدار شدم و ساعتها با حس اون خواب خوش بودم

+نوشته شده در شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1390ساعت01:33 ب.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (8)