X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

100

1)امروز مراقب جلسه امتحان دینی بودم و چشمم درد گرفت از بس زل زدم به بچه ها و اونا هم خودشونو کشتند که تقلب کنند ولی نتونستند.حتی برگه تقلبی که یکیشون از جیبش در آورد را دیدم و به روی خودم نیاوردم ولی چشم ازش بر نداشتم و نتونست ازش استفاده کنه.البته من هیچ مشکلی با تقلب ندارم ولی ازاینکه بعدا بهم بخندند و فکر کنند گاگولم بدم میاد

2)کلاس اولا می ری رو دیوار نوشته آی لا یو پیمان, می ری کلاس دوما نوشته دوستت دارم پیمان و تو کلاس سوما نوشته عشق من پیمان,لابد رو درو دیوار مدرسه کناری هم اسم پیمان نوشته شده و تصور اینکه همه این پیمان ها یکی باشه خنده داره و خنده دار تر اینه که تصور کنی که جناب پیمان دختر کش, یکی از اون جوجه اردک های زشتیه که دم در مدرسه ایستادند

3)روی دیوار یکی از کلاسها نوشته شده بود :خدای خوبم هرگز کسی را به چیزی که قسمتش نیست عاده مده و لابد قسمت ,منظور همون پیمانه

4)دلم سفر می خواد

+نوشته شده در پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390ساعت12:54 ب.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (16)