X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

شب ها

شب ها که دریا می کوفت سر را

بر سنگ ساحل چون سوگواران


شب ها که می خواند آن مرغ دلتنگ

تنها تر از ماه بر شاخ ساران


شب ها که می ریخت خون شقایق

از خنجر باد بر سبزه زاران


شب ها که می سوخت چون اخگر سرخ

در پای آتش دل های یاران


شب ها که بودیم در غربت دشت

بوی سحر را چشم انتظاران


شب ها که غمناک با آتش دل

ره می سپردیم در زیر باران


غمگین تر از ما هرگز نمی دید

چشم ستاره در روزگاران


ای صبح روشن چشم و دل من

روی خوشت را آیینه داران


باز آ که پر کرد چون خنده صبح

آفاق شب را بانگ سواران

فریدون مشیری 

 

 

پ-ن:این شعر با صدای سهیل نفیسی در آلبوم چنگ و سرود خیلی شنیدنی شده

+نوشته شده در شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1390ساعت08:02 ق.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (7)