X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

148

 بارون نیومد و لی در عوض امروز یک روز پاییزی خیلی خیلی خوشگل داشتیم .

باد خنک و آفتاب دلچسب پاییزی که لابلای برگهای درختا قایم موشک بازی می کرد

هوای تمیز و تکه ابری که تو آسمون بود و سایه اش  روی کوه افتاده بود

درخت چنار و کلاغی که تو لانه اش نشسته بود و با کلاغ روی آنتن گپ می زد 

صدای قل قل آبی که آروم از کنار شمشاد ها می گذشت

قمری که وسط کوچه قدم می زد و گربه ای که بهش خیره شده بود

و دختر بچه ای که دنبال قاصدک می دوید

از اون هواهای تک نفره بود




+نوشته شده در شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390ساعت06:05 ب.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (11)