در این چند روز تعطیلی سفر یک روزه ای به شهرستانک داشتم.روستایی بسیار سر سبز و خوش آب و هوا و دنج در شمال توچال
رود و چشمه های زلال و هوای خنک و بوی گل و کوچه باغ هاو......

ناصرالدین شاه هم که کم خوش سلیقه نبوده در این روستا کاخی داشته که ظاهرا دو طبقه بوده با کاغذ دیواری های زیبا و گچبری و...

و شکل امروزی این کاخ به این شکل شده که می بینید


اینجا هم حرمسرای این کاخ بوده

که ظاهرا در تمام این سالها میراث فرهنگی تنها زحمتی که کشیده این بوده که این حرمسرا را از زیر خاک خارج کرده است.
در این حرمسرا بیشتر از صد اتاق بود و به قول پیرمردی که سرایدار یا نگهبان آنجا بود می شه چند جور به این قضیه نگاه کرد و خود اون آقا اصرار داشت که ثابت کنه این حرمسرا در واقع محرم سرا یا اندرونی بوده و فقط به معنی سیری ناپذیری جناب شاه نیست .به هر حال هر معنی که می داده یا میده الان خرابه ای بیش نیست
شهرستانک در فاصله 55 کیلومتری کرج در 8 کیلومتری جاده چالوس قرار گرفته و تا اونجا که من می دونم بزرگراه تهران-شمال از فاصله 5 کیلومتری این روستا می گذرد و در نتیجه بعد از بهره برداری این پروژه فاصله شهرستانک تا تهران خیلی کمتر شده و البته در اون صورت برای این طبیعت زیبا آینده خوبی نمی شه تصور کرد.

1)امروز مراقب جلسه امتحان دینی بودم و چشمم درد گرفت از بس زل زدم به بچه ها و اونا هم خودشونو کشتند که تقلب کنند ولی نتونستند.حتی برگه تقلبی که یکیشون از جیبش در آورد را دیدم و به روی خودم نیاوردم ولی چشم ازش بر نداشتم و نتونست ازش استفاده کنه.البته من هیچ مشکلی با تقلب ندارم ولی ازاینکه بعدا بهم بخندند و فکر کنند گاگولم بدم میاد
2)کلاس اولا می ری رو دیوار نوشته آی لا یو پیمان, می ری کلاس دوما نوشته دوستت دارم پیمان و تو کلاس سوما نوشته عشق من پیمان,لابد رو درو دیوار مدرسه کناری هم اسم پیمان نوشته شده و تصور اینکه همه این پیمان ها یکی باشه خنده داره و خنده دار تر اینه که تصور کنی که جناب پیمان دختر کش, یکی از اون جوجه اردک های زشتیه که دم در مدرسه ایستادند
3)روی دیوار یکی از کلاسها نوشته شده بود :خدای خوبم هرگز کسی را به چیزی که قسمتش نیست عاده مده و لابد قسمت ,منظور همون پیمانه
4)دلم سفر می خواد
گل فروش دوره گرد , گلدان های شمعدانی و رز را در چرخ دستی اش چیده و صدایش در کوچه های محله می پیچد که در سکوت صبح جمعه, آزادانه فریاد می زند:گلی, گل