یکی از شاگردای دوم تجربی انگار اومده مهمونی. از کوچکترین فرصت استفاده می کنه برای خندیدن و حرف زدن اونم حرفای خاله زنکی, پارسال تو عروسی پسر خاله عروس همسایه ما اله شد و بله شد.خواهر زاده زن دایی جاری خالم هم رشته تجربی خونده .....وقتی هم شروع می کنه دیگه ساکت نمی شه .اینقدر پرحرفه که وقتی بقیه دارند حرف می زنند باز حرف خودش را می زنه و براش هم فرقی نمی کنه کسی بهش گوش میده یا نه.فعلا اول سال نمی خوام داد و بیداد کنم و با زبون خوش هر جوری هست ساکتش می کنم ولی ساکتم که می شه خودش با خودش می خنده یا نچ نچ می کنه و سرش رو تکون میده! مشکل روانی هم نباید داشته باشه وگرنه مشاور خبر میداد یا اصلا تو این کلاس نبود .موندم تا آخر سال با این روانشاد چه کنم
انرژی اضافی داره
بچه است
سخت نگیر شما
فکر نکنم بزرگم بشه عوض بشه
اون خنده مخصوص کلمه "روانشاد" بود!!
از درگاه ایزد منان برات صبر ایوب مسئلت دارم
خودم هم همینطور
قصد ازدواج نداره؟
وقتی هم که ساکته با خودش میخنده!!!!
شما اول مشاور مدرسه رو ببر مشاوره تا ناراحتی های روانی رو تشخیص بده!!!
کلا میونه خوبی با این قشر ندارم
منم دیپلمم تجربیه!
خب؟! بچه درست حسابی هم زیاد داریم
سلام بر شما . . . جسارت بنده رو ببخشید !!
بسیاری از مشاوران محترم و محترمه این کاره نیستند . بنده با این اوصافی که نقل فرمودید تردید ندارم که بنده ی خدا
آدرس رو اشتباه اومده ....
خوشحاله دیگه
آره دیگه
شابد دخترخاله ی جاری نوه عموی خام شیرزاد باشه
مخصوصا که میگی وقتی حرف نمیزنه هم سر تکون میده و با خودش نچ نچ میکنه...