X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

141
یکی از شاگردای دوم تجربی  انگار اومده مهمونی. از کوچکترین فرصت استفاده می کنه برای خندیدن و حرف زدن  اونم حرفای خاله زنکی, پارسال تو عروسی پسر خاله عروس همسایه ما اله شد و بله شد.خواهر زاده زن دایی جاری خالم هم رشته تجربی خونده .....وقتی هم شروع می کنه دیگه ساکت نمی شه .اینقدر پرحرفه که وقتی بقیه دارند حرف می زنند باز حرف خودش را می زنه و براش هم فرقی نمی کنه کسی بهش گوش میده یا نه.فعلا اول سال نمی خوام داد و بیداد کنم و با زبون خوش هر جوری هست ساکتش می کنم ولی ساکتم که می شه خودش با خودش می خنده یا نچ نچ می کنه و سرش رو تکون میده! مشکل روانی هم نباید داشته باشه وگرنه مشاور خبر میداد یا اصلا تو این کلاس نبود  .موندم تا آخر سال با این روانشاد چه کنم

+نوشته شده در پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1390ساعت04:30 ب.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (9)