X
تبلیغات
رایتل

امروز زندگی را آغاز کن

این قافله عمر عجب می گذرد

 

این روزهای آخر سال نمی دونم اتفاقات دهه 80 را مرور کنم یا به سال 89  فکر کنم.

دهه 80 که برای من پر بود از اتفاقات تلخ و شیرین .

در این دهه مامان شدم و به بزرگترین عشق زندگیم یعنی دخترم رسیدم .

در این دهه بزرگترین قهرمان زندگیم یعنی پدرم و هر ۴ پدر بزرگ و مادر بزرگم را از دست دادم.

فراز و نشیب های کم و بیش زیاد شغلی و مالی, آشنایی با آدمهای مختلف و تجربه هایی که این ده سال داشتم شاید هیچ وقت برام تکرار نشه.

دهه 80 را دوست داشتم.

دهه 80 منو بزرگ کرد.

دهه 80......

و سال 89

هر چه بین اتفاقات خوب و بد سال 89 برایند گیری می کنم برایند صفر می شه و نمی تونم به نتیجه ای برسم ولی شکر می کنم که خودم و خانوادم و بیشتر دوستان  و اطرافیانم سالم و سلامت هستند.

سال 89 .....

 

پ-ن: چشمی اشکی شد و بغض چند ساله ای ترکید و این پست برای همیشه نیمه کاره موند  

+نوشته شده در شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1389ساعت07:28 ق.ظتوسط آغازی دیگر | نظرات (5)